عشق بالاترین هدیه ای است که
که می توانیم به یکدیگر هدیه دهیم.
من اینجایم هر زمان و همیشه
تا هر آنچه دارم به تو هدیه دهم.
پرنده زیبا که همسفرم، همدلم، همرازم، همراهم و هم... شدی در پرواز به اوج خوسبختی، عشق را با لبخند آرامش از تو خواهم خواست و برایت هدیه خواهم آورد.
من شکوفايي گلهاي اميدم را در روياها مي بينم
و ندايي که به من مي گويد گرچه شب تاريک است
دل قوي دار سحر نزديک است
(حميد مصدق)
از همدلای عزيز که فرصت همدلی در اين مدت کمتر دست می ده عذر می خوام... ما رو فراموش نکنيد
واتوی خسته اما اميدوار
شازده کوچولو وقتی دلش می گرفت
توی سیاره کوچولوش قدم می زد تا
بتونه هر چقدر که دلش می خواد غروب خورشید رو تماشا کنه
انگاری دوست نداشت خورشید رو ببینه
آخه شازده کوچولو
دلش از خورشید هم گرفته بود
خورشیدی که از گرماش می ترسی تا نسوزی
خورشیدی که به نورش نمی تونی اطمینان کنی
مگه میشه بهش گفت خورشید!
اما خورشید می خواد همچنان خورشید باشه!
می خواد همچنان بتابه بر سیاره کوچولوی شازده کوچولو
می خواد روشنی بده،
آخه می دونه تحمل شبهای تاریک دل شازده کوچولو رو می آزاره.
خورشید می خواد خورشید باشه
چون شازده کوچولوی مهربون بهش نور داده، بهش گرما داده، بهش روشنی داده
تا بتابه برای همیشه
شازده کوچولو! خورشید عاشق نگاه تو مطمئن تو هستش.
یه سال دیگه گذشت و سالی جدید آغاز شد
گفتن از سالهایی که گذشت
شاید چندان سودی نداشته باشه
اما فراموش کردنش هم شاید چندان درست نیست
گذشت با همه شادیها و سختیهاش
گذشت با تجربیاتی که اندوختيم
...
و حالا یه آغاز داریم
یادمه سالهای نه چندان دور
همیشه اول سال می گفتم
امسال می خوام عوض شم
فلان کار رو نکنم و
فلان کار را بکنم
اما این تصمیمها خیلی دووم نداشت
نمی دونم عوض شدن اینقدر سخته؟
...
امسال یه چیزی رو خوب می دونم
امسال بهترین سال زندگی ام تا کنون خواهد بود!
و سالهای بعد بهتر از امسال
به این می گن، آخره امیدواری!
اما راستش واسه این امیدواری
به دعای همدلای مهربون وبلاگم
به لطف خدا
به تلاش و استقامت خودم
و به هم نفسی، هم قدمی و همدلی مهربونترین و شیرین ترین فرشته روی زمین (به سایر فرشته های مهربون بر نخوره)
سخت نیاز دارم
همدلای عزیز عیدتون مبارک
نگران نباش
غرور مرد هم گاهی باید بشکنه!
چه اشکالی داره؟
اگر غرورش بشکنه واسه این که می خواد رو حرف و قولش واسته
اگر غرورش بشکنه واسه این که می خواد یه عادت بدی رو کنار بذاره
اگر غرورش بشنکه واسه این که می خواد به حرف کسی که دوستش داره ارزش قايل شه
اگر غرورش بشنکه واسه این که می خواد بگه عاشقه
اما یادم نرفته...
بهم گفتی: "مرد هستش و غرورش"
مهم نیست که توی دریا می خواد با قایق بره یا با کشتی!
کافیه یه سینه سپرکرده داشته باشه برای بادبان قایق و
و باد غرورش بدمه توی بادبان
مهم اينه که خودش باشه و فقط خودش
ببین این ناخدای قایق کوچولوست که داره صحبت می کنه:
" یگانه مسافرم خوش آمدی،
شاید اینجا به راحتی کشتی نباشه
اما یه ناخدا داره که خودش مسافره!
دنبال یه همسفره، یه همسفر همیشگی"
پايه ای بزنیم به دریا؟
بیا مطمئن باشیم که
روزی دلتنگیهایمان به پایان خواهد رسید و
دیگر بودن با هم، کوله بار هراس از جدایی با خود نخواهد داشت
راست می گویی نباید عادت کنیم به با هم بودن
عادت خوب نیست، عادت رفتاری تکراری است بدون تعقل
عادت یک حس زودگذر و سست و شکننده است
اما بیا نگذاریم که بودن باهم برای ما عادت باشد
برعکس، فرصتی باشد برای بیشتر اندیشیدن، بیشتر فهمیدن و
بیشتر از پیش دوست داشتن
بیا نگذاریم
سایهی ناامیدی گسترهای تاریک بر افق روشن زندگی افکند
و سایه تاریک آن فرصت دیدن و شنیدن زیباییها را از ما بگیرد
بیا به هم امید بدهیم
که اگر باهم بخواهیم میشود، خواستن توانستن است
اگرچه ساده و آسان نیست
اما ثابت کردهایم سختی برای ما بی معنی است.
من سخت امید دارم که دلتنگیها به پایان میرسد اما امید من، سخت به امید تو اميدوار است.
همه می دونیم امروز روز دوستیها و عشق ورزیدن است!
برخی هم ترجيح می دن روز 29 بهمن را به عنوان روز عشق ایرانی گرامی بدارند.
اگرچه این تاریخها مهم اند و نباید فراموش شوند
اما یاد جمله ای از گابریل مارکز افتادم:
"امیدوارم روزی نیاید که در آن به تمام کسانی که دوستشان دارم نگفته باشم که دوستتان دارم"
من این روز به همه دوستای خوبی که اینجا دارم تبریک می گم و و از اینکه همدلای مهربانی بودید ممنونم. امیدوارم دوستیهامون توی این محیط مجازی، عمق واقعی داشته باشه.
بعضی اوقات تو این روزها آدم یه هدیه ارزشمندی می گیره که نمیدونه چه جوری جبران کنه!
اشتباه نکنید!
هدیهای که گرفتم یه اعتماد بود و یه اجازه
هدیهای شاید ساده اما به وسعت یه زندگی
و این بهترین هدیه ای بود که می تونستم بگيرم
خیلی فکر کردم این هدیه گرانبها رو با چی می تونم جبران کنم
شاید
با تلاش برای این که ارزش این اعتماد رو بدونم و
نشان بدم که شایسته این اعتمادم
عشقهاتون پایدار و شاد باشید.
سرودم و خواندم شعر پرواز را برای پرندهی زیبا!
و شکستم زنجیرهای تعلق به داشتههای کوچک را
و خواستم پرواز را
پرواز بر فراز افقهای شیرین و تلخ زندگی
با هم، در کنار هم، برای هم
سخت بود خواندن ترانه
چونان تنگ که قافیههای شعرم را تنگ آمده بود
و چونان مشکل معنای ترانه ام گم شده بود
و سرخی رخسارهام رنگ ترانهام را گرفته بود
خواندم ترانه را
مگر می توان شوق پریدن را که سالها
در درون خود حبس کرده بودم
همچنان در بند هراس نگاه داشت!
هراسم از پرواز نبود
من عاشق پروازم
شاید هراسم از بالهای کوچکم بود
اما میدانم پرنده خوب می داند و خوب می شناسد
استقامت و استواری بالهایم را برای پرواز به اوج
پرندهی زیبا! من عاشق پروازم
عاشق پرواز با هم، در کنار هم، برای هم
پرندهی زیبا! میخواهم پرواز را در بالهایم بدمی
پرندهی زیبا! هم سفرم می شوی؟
واتو یه مدتی کم مینویسه، کم می گه نه! فکر نکنید چیزی واسه گفتن نداره نه! فکر نکنید چیزی واسه نوشتن نداره وای! نمیدونید که چقدر حرفهای تلخ و شیرینی برای گفتن هست! من که می گم یه مقداری محافظه کار شده یه مقداری هم ترسو و به خیال خودش سیاستمدار! وای! نمیدونید که چقدر بدم می آد از یک واتوی سیاستمدار محافظهکار ترسو! اما وقتی اینها را به واتو گفتم اصلا قبول نکرد گفت: "خوب می دونم حرفهایی را باید گفت اما بازم می خوام حرف نزنم عمل کنم" وای! نمیدونید که چقدر خستهشده از حرفای بیعمل! گفتم: واتو یادته یه روزی نوشتی: "واتو واتو مرد" واتو یه لبخندی زد و یواشکی در گوشم گفت: "مگه نشنیدی که مردن آغاز زندگی جاویدان هستش" وای! نمیدونید که چقدر شور و شوق توی چشماش برق میزد! وقتی داشتم می اومدم، گفتم واتو باید یه چیزی بگی تا بنویسم گفتم از ما گفتن، فردا نیای داد بزنی، فردا شاید دیر باشه گفت: واسه گفتن هیچ موقع دیر نیست اما واسه عمل شاید الان هم دیر باشه وای! نمیدونید که چقدر زندگی رو ساده می پنداشت
من کیام؟
یه آدم بزرگ!
می دونید آدم بزرگها که به راحتی اعتماد نمیکنن
می دونید آدم بزرگها که به سادگی باور نمیکنن
می دونید آدم بزرگها که به سادگی عاشق نمیشن
آدم بزرگها می گن یه کاسه ای زیر نیم کاسه است،
آدم بزرگها می گن مگه می شه تو این دور و زمونه کسی ببخشه بی منت و بی مقصود،
آدم بزرگها می گن ای بابا ساده ای ها! بچه گی نکنی باور کنی!
آدم بزرگها می گن عشق و عاشقی مال قصه هاست.
می دونید آدم بزرگها تو این سالها هر چی دیدن مگه غیر این بوده؟
می دونید آدم بزرگها هرچی دیدن از آدم بزرگهای جنس خودشون بوده!
آدم بزرگها دیدن می شه عزیزترین دوستت! بهت دروغ بگه
آدم بزرگها دیدن وقتی پای پول و نمی دونم امثال اوون بیاد وسط، رفاقت و برادری مال قصه هاست
آدم بزرگها دیدن که چه جوری می شه با دروغ و وعده، آدم ها را پله کرد واسه رفتن به اون بالا!
آدم بزرگها دیدن که اگه گفتن عاشقن! نباید یادشون بره که گفتن عاشقن و رسم عاشقها سوختن.
حیف! صد حیف! آدم بزرگا یادشون رفته
اوون موقعها که بچه بودن
اوون موقعها که ساده بودن
اوون موقعها که ....
اما من خوب یادمه!
آخه راستش فقط چند ماهیه که آدم بزرگ شدم!
اما اصلا دوست ندارم آدم بزرگ باشم!
من میخوام همچنان بچه باشم
من میخوام همچنان ساده باشم
من می خوام همچنان عاشق باشم
کاش چارهای برای آدم بزرگ نشدن بود!
