عشق بالاترین هدیه ای است که

که می توانیم به یکدیگر هدیه دهیم.

من اینجایم هر زمان و همیشه

تا هر آنچه دارم به تو هدیه دهم.

پرنده زیبا که همسفرم، همدلم، همرازم، همراهم و هم... شدی در پرواز به اوج خوسبختی، عشق را با لبخند آرامش از تو خواهم خواست و برایت هدیه خواهم آورد.

  
نویسنده : واتو واتو ; ساعت ٩:۳٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٥ مهر ،۱۳۸٥


 

 

من شکوفايي گلهاي اميدم را در روياها مي بينم
و ندايي که به من مي گويد گرچه شب تاريک است
دل قوي دار سحر نزديک است

 (حميد مصدق)

از همدلای عزيز که فرصت همدلی در اين مدت کمتر دست می ده عذر می خوام... ما رو فراموش نکنيد

واتوی خسته اما اميدوار

  
نویسنده : واتو واتو ; ساعت ٤:٥۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ،۱۳۸٥


 

 

شازده کوچولو وقتی دلش می گرفت

توی سیاره کوچولوش قدم می زد تا

بتونه هر چقدر که دلش می خواد غروب خورشید رو تماشا کنه

 

انگاری دوست نداشت خورشید رو ببینه

آخه شازده کوچولو

دلش از خورشید هم گرفته بود

 

خورشیدی که از گرماش می ترسی تا نسوزی

خورشیدی که به نورش نمی تونی اطمینان کنی

مگه می‏شه بهش گفت خورشید!

 

اما خورشید می خواد همچنان خورشید باشه!

می خواد همچنان بتابه بر سیاره کوچولوی شازده کوچولو

می خواد روشنی بده،

آخه می دونه تحمل شبهای تاریک  دل شازده کوچولو رو می آزاره.

 

خورشید می خواد خورشید باشه

          چون شازده کوچولوی مهربون بهش نور داده، بهش گرما داده، بهش روشنی داده

          تا بتابه برای همیشه

 

شازده کوچولو! خورشید عاشق نگاه تو مطمئن تو هستش.

 

  
نویسنده : واتو واتو ; ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ فروردین ،۱۳۸٥


 

  

یه سال دیگه گذشت و سالی جدید آغاز شد

گفتن از سالهایی که گذشت

شاید چندان سودی نداشته باشه

اما فراموش کردنش هم شاید چندان درست نیست

 

گذشت با همه شادیها و سختیهاش

گذشت با تجربیاتی که اندوختيم

...

 

و حالا یه آغاز داریم

 

یادمه سالهای نه چندان دور

همیشه اول سال می گفتم

امسال می خوام عوض شم

فلان کار رو نکنم و

فلان کار را بکنم

اما این تصمیمها خیلی دووم نداشت

نمی دونم عوض شدن اینقدر سخته؟

...

 

امسال یه چیزی رو خوب می دونم

امسال بهترین سال زندگی ام تا کنون خواهد بود!

و سالهای بعد بهتر از امسال

 

به این می گن، آخره  امیدواری!

اما راستش واسه این امیدواری

 

         به دعای همدلای مهربون وبلاگم

         به لطف خدا

         به تلاش و استقامت خودم

         و به هم نفسی، هم قدمی و همدلی مهربونترین و شیرین ترین فرشته روی زمین (به سایر فرشته های مهربون بر نخوره)

 

سخت نیاز دارم

 

همدلای عزیز عیدتون مبارک

  

  

  
نویسنده : واتو واتو ; ساعت ٧:٤٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ فروردین ،۱۳۸٥


 

      

نگران نباش

غرور مرد هم گاهی باید بشکنه!

چه اشکالی داره؟

             اگر غرورش بشکنه واسه این که می خواد رو حرف و قولش  واسته

             اگر غرورش بشکنه واسه این که می خواد یه عادت بدی رو کنار بذاره

             اگر غرورش بشنکه واسه این که می خواد به حرف کسی که دوستش داره ارزش قايل شه

             اگر غرورش بشنکه واسه این که می خواد بگه عاشقه

 

اما یادم نرفته...

بهم گفتی: "مرد هستش و غرورش"

               مهم نیست که توی دریا می خواد با قایق بره یا با کشتی!

               کافیه یه سینه سپرکرده داشته باشه برای بادبان قایق و

               و باد غرورش بدمه توی بادبان

               مهم اينه که خودش باشه و فقط خودش

             

ببین این ناخدای قایق کوچولوست که داره صحبت می کنه:

              " یگانه مسافرم خوش آمدی،

                شاید اینجا به راحتی کشتی نباشه

                اما یه ناخدا داره که خودش مسافره!

                دنبال یه همسفره، یه همسفر همیشگی"

 

پايه ای بزنیم به دریا؟

     

  
نویسنده : واتو واتو ; ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٢ اسفند ،۱۳۸٤


 

     

بیا مطمئن باشیم که

روزی دلتنگیهایمان به پایان خواهد رسید و

دیگر بودن با هم، کوله بار هراس از جدایی با خود نخواهد داشت

 

راست می گویی نباید عادت کنیم به با هم بودن

          عادت خوب نیست، عادت رفتاری تکراری است بدون تعقل

          عادت یک حس زودگذر و سست و شکننده است

 

اما بیا نگذاریم که بودن باهم برای ما عادت باشد

برعکس، فرصتی باشد برای بیشتر اندیشیدن، بیشتر فهمیدن و

بیشتر از پیش دوست داشتن

 

بیا نگذاریم

سایه‏ی ناامیدی گستره‏ای تاریک بر افق روشن زندگی افکند

و سایه تاریک آن فرصت دیدن و شنیدن زیباییها را از ما بگیرد

 

بیا به هم امید بدهیم

که اگر باهم بخواهیم می‏شود، خواستن توانستن است

اگرچه ساده و آسان نیست

اما ثابت کرده‏ایم سختی برای ما بی معنی است.

 

من سخت امید دارم که دلتنگیها به پایان می‏رسد اما امید من، سخت به امید تو اميدوار است.

   

  
نویسنده : واتو واتو ; ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳٠ بهمن ،۱۳۸٤


 

      

همه می دونیم امروز روز دوستیها و عشق ورزیدن است!

برخی هم ترجيح می دن روز 29 بهمن را به عنوان روز عشق ایرانی گرامی بدارند.

 

اگرچه این تاریخها مهم اند و نباید فراموش شوند

اما یاد جمله ای از گابریل مارکز افتادم:

"امیدوارم  روزی نیاید که در آن به تمام کسانی که دوستشان دارم نگفته باشم که دوستتان دارم"

 

من این روز به همه دوستای خوبی که اینجا دارم تبریک می گم و و از این‏که همدلای مهربانی بودید ممنونم. امیدوارم دوستیهامون توی این محیط مجازی، عمق واقعی داشته باشه.

 

بعضی اوقات تو این روزها آدم یه هدیه‏ ارزشمندی می گیره که نمی‏دونه چه جوری جبران کنه!

 

اشتباه نکنید!

هدیه‏ای که گرفتم یه اعتماد بود و یه اجازه

هدیه‏ای شاید ساده اما به وسعت یه زندگی

و این بهترین هدیه ای بود که می تونستم بگيرم

خیلی فکر کردم این هدیه  گرانبها رو با چی می تونم جبران کنم

شاید

با تلاش برای این که ارزش این اعتماد رو بدونم و

نشان بدم که شایسته این اعتمادم

 

عشقهاتون پایدار و شاد باشید.

     

   

  
نویسنده : واتو واتو ; ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ بهمن ،۱۳۸٤


 

 

سرودم و خواندم شعر پرواز را برای پرنده‏ی زیبا!

و شکستم زنجیرهای تعلق به داشته‏های کوچک را

و خواستم پرواز را

          پرواز بر فراز افق‏های شیرین و تلخ زندگی

          با هم، در کنار هم، برای هم

 

سخت بود خواندن ترانه

          چونان تنگ که قافیه‏‏‏های شعرم را تنگ آمده بود

          و چونان مشکل معنای‏ ترانه ام گم شده بود

          و سرخی رخساره‏ام رنگ ترانه‏ام را گرفته بود

 

خواندم ترانه را

مگر می توان شوق پریدن را که سالها

در درون خود حبس کرده بودم

همچنان در بند هراس نگاه داشت!

 

هراسم از پرواز نبود

من عاشق پروازم

شاید هراسم از بالهای کوچکم بود

 

اما می‏دانم پرنده خوب می داند و خوب می شناسد

          استقامت و استواری بالهایم را برای پرواز به اوج

 

پرنده‏ی زیبا! من عاشق پروازم

عاشق پرواز با هم، در کنار هم، برای هم

پرنده‏ی زیبا! می‏خواهم پرواز را در بالهایم بدمی

 

پرنده‏ی زیبا! هم سفرم می شوی؟

 

  
نویسنده : واتو واتو ; ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ بهمن ،۱۳۸٤


 

  

واتو یه مدتی کم می‏نویسه، کم می گه

نه! فکر نکنید چیزی واسه گفتن نداره

نه! فکر نکنید چیزی واسه نوشتن نداره

وای! نمی‏دونید که چقدر حرفهای تلخ و شیرینی برای گفتن هست!

 

من که می گم یه مقداری محافظه کار شده

یه مقداری هم ترسو

و به خیال خودش سیاستمدار!

وای! نمی‏دونید که چقدر بدم می آد از یک واتوی سیاست‏مدار محافظه‏کار ترسو!

 

اما وقتی اینها را به واتو گفتم اصلا قبول نکرد

گفت: "خوب می دونم حرفهایی را باید گفت

اما بازم می خوام حرف نزنم عمل کنم"

وای! نمی‏دونید که چقدر خسته‏شده از حرفای بی‏عمل!

 

گفتم: واتو یادته یه روزی نوشتی: "واتو واتو مرد"

واتو یه لبخندی زد و یواشکی در گوشم گفت:

"مگه نشنیدی که مردن آغاز زندگی جاویدان هستش"

وای! نمی‏دونید که چقدر شور و شوق توی چشماش برق می‏زد!

 

وقتی داشتم می اومدم، گفتم واتو باید یه چیزی بگی تا بنویسم

گفتم از ما گفتن، فردا نیای داد بزنی، فردا شاید دیر باشه

گفت: واسه گفتن هیچ موقع دیر نیست اما واسه عمل شاید الان هم دیر باشه

وای! نمی‏دونید که چقدر زندگی رو ساده می پنداشت

 

  
نویسنده : واتو واتو ; ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ بهمن ،۱۳۸٤


 

 

من کی‏ام؟

یه آدم بزرگ!

می دونید آدم بزرگها که به راحتی اعتماد نمی‏کنن

می دونید آدم بزرگها که به سادگی باور نمی‏کنن

می دونید آدم بزرگها که به سادگی عاشق نمی‏شن

             آدم بزرگها می گن یه کاسه ای زیر نیم کاسه است،

             آدم بزرگها می گن مگه می شه تو این دور و زمونه کسی ببخشه بی منت و بی مقصود،

 آدم بزرگها می گن ای بابا ساده ای ها! بچه گی نکنی باور کنی!

 آدم بزرگها می گن عشق و عاشقی مال قصه هاست.

                                   

می دونید آدم بزرگها تو این سالها هر چی دیدن مگه غیر این بوده؟

می دونید آدم بزرگها هرچی دیدن از آدم بزرگهای جنس خودشون بوده!

 آدم بزرگها دیدن می شه عزیزترین دوستت! بهت دروغ بگه

 آدم بزرگها دیدن وقتی پای پول و نمی دونم امثال اوون بیاد وسط، رفاقت و برادری مال قصه هاست

 آدم بزرگها دیدن که چه جوری می شه با دروغ و وعده، آدم ها را پله کرد واسه رفتن به اون بالا!

 آدم بزرگها دیدن که اگه گفتن عاشقن! نباید یادشون بره که گفتن عاشقن و رسم عاشقها سوختن.

 

حیف! صد حیف! آدم بزرگا یادشون رفته

اوون موقع‏ها که بچه بودن

اوون موقع‏ها که ساده بودن

اوون موقع‏ها که ....

 

اما من خوب یادمه!

آخه راستش فقط چند ماهیه که آدم بزرگ شدم!

اما اصلا دوست ندارم آدم بزرگ  باشم!

من می‏خوام همچنان بچه باشم

من می‏خوام همچنان ساده باشم

من می خوام همچنان عاشق باشم

 

کاش چاره‏ای برای آدم بزرگ نشدن بود!

  

 

  
نویسنده : واتو واتو ; ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳ بهمن ،۱۳۸٤